بی بی جان: ننه جان، تو زبون عجمسونیا یگ ضرب المثلیه که موگه: <سگ داند و کفشدور که در انبان چیست؟>. شما بچه های ایی دوره و زمونه فقط بلدین بهم «عس ام عس» برفسین. همون غروری بشتان دس داده که به هر جوشکار و آهنگر و بنا و جراح و دوندون پزشکی دس میده. هر کی یگ کاریا خوب بلده بقیه نا داخل آدم بحساب نمی آره. خب، تا بوده رسم آدمیزاد همین بوده. اما خاسوم بشت بوگوم که سوات و موات هوچ رفطی به کارای فنی و جسمی نداره. تونوم نمی تونی مث یگ عنتری از ایی شاخه درخت به او شاخه بپری. تونوم نمی تونی مث یگ غلاغی غار غار کنی. خب؟ ایی صغرا کبرا ها نا چیدم که خیال نوکنی همه بغیر تو خرن. همین ضرب المثل خیلی معنی داره و نتیجهء عمر خیلی آدمای یه که مردن. پشت هر ضرب المثلی حکمتی وجود داره که خیلی معنی داره. حالا بشت موگوم که ایی چی معنی میده. اول اینکه بایس بدونی که «مشته» چیه.«مشته» همون گوشکوب آهنیه که کفاشا داشتن. دییه جونوم که برات بگه، بایس بدونی «انبان» چیه. انبان پوس بز یا گوسبند بوده که غلفتی می کندن و بعد دباغی میکردن. میشد مث یک کیسهء نرمی که کار همین کیسه فلاستیکی حالا نا میکرده. حالا. یگ پینه دوزی بوده که از دس یگ سگی که میمده تو یا جلوی دکانش خیلی عصوبانی میرفته. چنکه قدیم کاسبا خیلی به آبروی خودشان علاقه داشتن، دوس نداشتن که مردم بگن فلانی بده یا دزه یا بدچشمه یا، زبونم لال، لواط کاره یا ظالمه. خلاصن. هر وخ سگه اذیتش میکرده، ایی پینه دوزه که مشته نا هشته بود توی انبونش اونا ور میداشت و می کوفت توی سر سگه. سگه، بلا نسبت بشما، از درد زیاد خیلی جیغ ویغ میکرده، اما پینه دوزه بمردم که از دس ایی سگه و زوزه هاش ماتشان برده نگاه میکرد و موگفت: <خوتان حی و حاضرین. مو بغیر این انبون باد کرده که کوفتوم توی سرش کار دییه هم کردوم؟ حالا ببینین چه علم شنگه ای را انداخته.> سگه بیچاره زبون نداشت که بگه ایی مث سگ دوروخ موگه. ایی مشتهء آهنی شا هشته توی انبون که دیده نشه. با اون میکوبه توی سر مو. نه با انبون خالی. بکی بکی قسم، ای ایوهن ناس، خیلی درد داره.> حالا اگه گفتی چه وختای بایس از ایی ضرب المثل بجا استفاده بشه؟ >
|